تبليغاتX
سکوت !
 
 
   
 
 

خاموش می سوزم،

بی نگاهت،

آرام، آرام

آسان می بازم،

بی حضورت،

زندگی را، آسان

بی چشمانت،

اشکی خشکیده ام،

تلخ.

در غم می پیچم،

با غمت

خاموش، سوزان.

 
 
 |    نوشته شده توسط فربد
 
 
   
 
 

چه بگویم؟

که حرفها روزه سکوت را نمی شکنند

و کلمات تا غروب جان افطار نمی کنند

چه بگویم؟

که قلب ها خاموشند

که سنگها غرق سکوتند

چه بگویم؟

که عشق، خفته است

در این سرما، در این سکوت

بگذار صدایم آهسته،

تا ابد، در سراب رویا،

گرما را فریاد بزند.

 
 
 |    نوشته شده توسط فربد
 
 
   
 
  آید آن روز که تو از دل من یاد کنی

                             گوشه چشمی و دلم را به غمی شاد کنی

هستی ام از پس تو بی تو ندارد معنی

                              قدمی ار بنهی، قفل دلم باز کنی

بودنم بی رخ تو، چون شب بی مهتابی،

                              بی فروغی ازلی، تا به ابد ظلمانی

آید آن مرغ سحر که از تو بدارد خبری

                              باز گوید برما، از اثر بی اثری

ار سکوت دل مارا به صفیری شکنی،

                              دگرم هیچ نماند بی تو هرگز سخنی.

۸۶/۷/۱۳

عکس از احمد عزتی

 

 
 
 |    نوشته شده توسط سکوت
 
 
   
 
 

وقتی با خشتهای سنگی

دیوار غرورم را محکم، می ساختم

نمی دانستم

که عشقت دل سنگ را آب می کند.

 
 
 |    نوشته شده توسط فربد
 
 
   
 
 

می روم،

بی تو، امّا

دلم با توست.

میشنیدی، کاش!

دلم گوید:

می رود،

بی من، امّا

من اش با توست.

می برد،

جسمش، امّا

خودش با توست.

 
 
 |    نوشته شده توسط فربد
 
 
   
 
  اگر قافیه ها را درهم شکسته ام

مرا ببخش

عشق من قافیه نمی داند.

 
 
 |    نوشته شده توسط فربد
 
 
   
 
 

خورشید که پشت مژگانت غرق غروب شد،

نگار نقره ماه،

میان حوض آسمان،

نقش بر آب شد،

     تسلیم خواب شد.

من بیدار بودم

و دیدم که ماهت را ندیدم.

ندیدم و دیدم که برخود لرزیدم

آشفتم،

     شکستم،

          فرو ریختم

وقتی خورشیدت را از شب نگاهم بردی،

من بودم که از خوابِ بیداری،

جستم،

     گریختم

به دنبال روشن ترینِ تاریکترین،

جای جای آسمان شبزده رویایم را

زیرو رو ساختم

اما سرما،

حجم رویاها را می سوزاند

و کابوس

چادر افراشته بود.

در طلوع تاریکی،

دیدم که هیچ چیز ندیدم

لحظه ای گذشت،

و لحظه های گذشته،

     حال،

          آینده،

گذشت شدند و گذشتند

من آشفتم،

          سوختم،

               گداختم

من همه چیزم را باختم

می دانستم،

من همیشه بازنده خورشید تو بودم،

     هستم،

          می مانم.

 
 
 |    نوشته شده توسط فربد
 
 
   
 
  ... شب از جنگل شعله ها می گذشت

حریق خزان بود و تاراج باد.

من آهسته در دود شب رو نهفتم

و در گوش برگی که خاموش خاموش می سوخت

                                                               گفتم:

- مسوز این چنین گرم در خود مسوز!

مپیچ این چنین تلخ برخود مپیچ

که گر دست بیداد تقدیر کور

تو را می دواند به دنبال باد

مرا می دواند به دنبال هیچ!

بخشی از شعر با برگ/ فریدون مشیری/ از خاموشی

 
 
 |    نوشته شده توسط فربد
 

pctfx3.3

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین

Valid CSS!